العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
129
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
تا بالاخره سفره برچيده شد . حضرت صادق عليه السّلام فرمود پيامبر اكرم فرموده است ما شروع به گوش دادن كرديم احاديثى را نقل فرمود كه گمان نداشتم كسى اين احاديث را بتواند از امام نقل كند ( بواسطه اختناق و فشار قدرت حاكم ) . حضرت صادق عليه السّلام در آخر سخنان خود فرمود « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً » فرمود براى پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيز همسران و ذريهاى خداوند قرار داد همانطور كه براى ساير پيامبران قرار داده ما بازماندگان پيامبر و ذريه او هستيم آنچه براى اولين ما قرار داده براى آخرين ما نيز قرار داده . گفت ما از جاى حركت كرديم و رفتيم اما شبى بر من بطولانى شدن آن شب نگذشته بود . فردا صبح خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم گفتم آقا مگر من بشما عرض نكردم عقيده اين مرد چگونه است فرمود چرا ولى او داراى نژادى است كه اگر خدا بخواهد حرف ما را مىپذيرد و اگر خدا نخواهد هدايت بيابد آن اصالت و طهارت نژادى كه دارد مانع مىشود كه نقل كند آنچه را از ما شنيده راجع بامامت . وقتى بعراق رسيديم كسى را نديدم كه از او پايدارتر و محكمتر در امر امامت باشد . كشف اليقين : حكم بن زهير از جابر نقل كرد كه گفت پيامبر اكرم با اصحاب خود نشسته بود چشمش بعلى عليه السّلام افتاد فرمود اين امير المؤمنين و سرور مسلمين و امير سفيد چهرگان است آن جناب آمد و بين پيامبر و عايشه نشست عايشه ( از روى اعتراض گفت ) پسر ابى طالب جايى پيدا نكردى براى نشستن بجز روى پاى من پيامبر اكرم از پشت دستى به او زده فرمود مرا ناراحت نكن در باره حبيب و عزيزم همانا دشمن او نيست مگر سه نفر . يا زنازاده است يا منافق و يا مادرش در هنگام حيض به او حامله شده . ارشاد مفيد : عبد اللَّه بن حزام انصارى گفت ما خدمت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله بوديم با گروهى از انصار فرمود اى انصار فرزندان خود را آزمايش كنيد با